free web hit counter

مصاحبه خودمانی با پوریا پورسرخ

مجموعه: مصاحبه, مصاحبه بازیگران تعداد بازدید: 295
مصاحبه خودمانی با پوریا پورسرخ

مصاحبه خودمانی با پوریا پورسرخ

, مصاحبه با پوریا پورسرخ, پوریا پورسرخ, عکسهای پوریا پورسرخ, زندگی شخصی پوریا پورسرخ, بازیگر محبوب

دراین پست از آناپیک گپ خودمانی با پوریا پورسرخ  برای شما خواننده عزیز گرداوری شده است که امیدوارم با خواندن آن لذت ببرید.

در كجا به دنيا آمدي، از تحصيلاتت بگو، از پدر، مادر و…
پورسرخ: چهارم تيرماه در تهران به دنيا آمدم، مادرم مي‌گفت، ساعت چهار صبح بود، ثمره ازدواج پدر و مادرم، چهار فرزند است و من اولين فرزند خانواده هستم. دو خواهر به نام‌هاي پگاه و پانته‌آ دارم و يك برادر به نام رضا كه هر سه ليسانسه هستند. خود من هم فارغ‌التحصيل كارشناسي در رشته اصلاح نباتات دانشگاه آزاد شيراز هستم كه مدرك ليسانسم را با رتبه سوم اخذ كردم، سپس فوق‌ليسانس خود را در رشته فيزيولوژي گياهي تهران گذراندم و باز هم با رتبه سوم فارغ‌التحصيل شدم.
و ادامه تحصيل نمي‌‌دهيد؟
پورسرخ: دكتري فيزيولوژي گياهي كه اميدوارم هر چه زودتر به هدفم برسم.
از پدر و مادر نگفتي؟
پورسرخ: پدرم بازنشسته شركت نفت است و مادرم هم مدرس زبان انگليسي بود كه در حال حاضر ديگر تدريس نمي‌كند.

مي‌خواهيم مروري به گذشته داشته باشيم، پورسرخ چگونه وارد اين حيطه شد؟
پورسرخ: شايد تصورتان اين باشد كه از كودكي عاشق اين كار بودم اما اين‌گونه نيست، در كودكي هيچ علاقه‌اي به بازيگري نداشتم، در واقع عاشق ورزش بودم. مدتي به كيوكوشين كه يكي از سبك‌هاي كاراته است پرداختم، فوتبال هم بازي مي‌كردم، به ورزشگاه زياد مي‌رفتم، بازي‌هاي فوتبال را دنبال مي‌كردم. هر هفته، چه ليگ ايران و چه اروپايي، ديدن بازي‌هاي جام‌جهاني را هيچ‌گاه از دست نمي‌دادم، بازي‌هاي آرژانتين و ايتاليا را خيلي دوست داشتم، پس از اين دو تيم، بازي‌هاي انگليس را دوست دارم، به هر حال نوجواني و جواني من اين‌گونه گذشت.
شنيديم، طرفدار استقلال هستي، همين طور است؟
پورسرخ: اجازه بدهيد نظرم را نگويم، البته اقرار مي‌كنم كه طرفدار يكي از دو تيم پرطرفدار پايتخت در دوران نوجواني بودم اما حالا هر دو تيم را دوست دارم، هر وقت اين دو تيم قوي و رو پا بودند، تيم ملي قوي داشتيم، اين واقعيت است. گرچه طي سال‌هاي اخير ديگر تيم‌ها هم سرمايه‌گذاري خوبي انجام داده‌اند و در حال حاضر مي‌بينيم كه تيم‌هاي باشگاهي براي يكديگر رقيب شده‌اند، سپاهان كه با رسيدن به فينال باشگاه‌هاي آسيا، ايران را خوشحال كرد، برق شيراز هم كه اين روزها خوب بازي مي‌كند، ملوان، سايپا و… بخشيد، داشتي درباره هنرپيشه شدن مي‌گفتي كه صحبت به فوتبال كشيد، ادامه بده.
پورسرخ: چند دوست داشتم كه در حيطه تئاتر فعاليت مي‌كردند و من هم با آنها بر خوردم و خواه‌ناخواه به تئاتر كشيده شدم. در يك سمينار سينمايي با غلامحسين لطيفي آشنا شدم و پس از مدتي، رفاقت بين ما پيش آمد، اين آشنايي تا آنجا پيش رفت كه او يكي از اعضاي خانواده من شد و من به عنوان يك مشاور از او استفاده كردم. طي دو سه سال، او فيلم‌هاي سينمايي و مجموعه‌هاي تلويزيوني زيادي ساخت اما من تنها به عنوان يك دوست با او رابطه داشتم تا اين‌كه براي بازي در «فرار بزرگ» به من پيشنهاد نقش فرهاد را داد، در فرار بزرگ با مرحوم سروش خليلي و مرحوم سعيدي، همبازي بودم، كه اولين كار در كارنامه من بود و بعد هم همان طور كه مي‌دانيد در «وفا» بازي كردم و شناخته شدم.
به جز بازيگري كار ديگري هم انجام مي‌دهيد؟
پورسرخ: طراحي فضاي سبز كه سفارش‌هايي هم مي‌گيرم همچنين گاهي اوقات كار ترجمه هم مي‌كنم.

هم‌اكنون كجا زندگي مي‌كني؟
پورسرخ: تهران، در يكي از كوچه‌هاي خيابان آفريقا…

از محبوبيت و شهرت در اين حيطه راضي هستي ؟حالا ديگر تورا در كوچه و خيابان مي‌شناسند، برخورد تو با مردم چگونه است؟
پورسرخ: دلم نمي‌خواهد كليشه‌اي حرف بزنم، اگر بگويم از معروف بودن بدم مي‌آيد، دروغ گفته‌ام اما پدر و مادرم به من ياد داده‌اند كه فرد باظرفيتي باشم، با مردم درست برخورد كنم، به آنها احترام بگذارم و دوستشان داشته باشم، مي‌دانيد چرا؟ چون اين خوبي است كه هميشه باقي مي‌ماند… مردمي كه در كوچه و خيابان مرا مي‌بينند، اظهار محبت مي‌كنند و من هم متقابلا با همين زبان به آنها پاسخ مي‌دهم.

, مصاحبه با پوریا پورسرخ, پوریا پورسرخ, عکسهای پوریا پورسرخ, زندگی شخصی پوریا پورسرخ, بازیگر محبوب

به نظر من بهترين كارت «روز سوم» بود، نظر خودت چيست؟ مي‌خواهم بگويم استعدادهايت را به خوبي نمايان ساختي.
پورسرخ: البته بستگي به كارگردان دارد، در «وفا» من بازيگر ناشناخته‌اي بودم اما لطيفي به خوبي از من بازي گرفت و نتيجه‌اش را هم ديديد. روز سوم يك كار بسيار بزرگ در سينماي جنگ بود كه فكر كنم آنهايي كه اين فيلم را ديدند با رضايت، سالن سينما را تنگ كردند.
و اما شكرانه؟ خيلي‌ها تصورشان اين بود كه بازي پورسرخ با توجه به علاقه‌منداني كه دارد، همه را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند اما قرعه به نام ميوه ممنوعه و اغما افتاد و آنها تماشاگرپسند شدند، نظرت چيست؟
پورسرخ: ببينيد، نمي‌شود گفت شكرانه كار ضعيفي بود، اما بايد اشاره كنم كه كار قوي هم نبود آن هم دليل دارد، به هر حال براي گروه تجربه جديدي بود كه روبه‌روي بازيگران تاجيكي بازي كنند. بگذاريد مثالي براي شما بزنم، ديديد در زمين فوتبال، زماني كه دو تيم تهاجمي بازي مي‌كنند، بازي زيبايي از آب درمي‌آيد، اما زماني كه يكي از تيم‌ها، به دفاع مي‌پردازد و از بازي تهاجمي رو بر مي‌گرداند، آن ديدار قشنگ نمي‌شود، در شكرانه هم به نوعي همين وضعيت را داشتيم كه البته بايد اشاره كنم نبايد كار گروه را زير سوال برد، گروه سعي خودش را كرد اما زمان كم باعث شده بود كه بازيگران تاجيكي نتوانند آن‌طور كه بايد و شايد، روان بازي كنند، وگرنه تهيه‌‌كننده كار، منصور سهراب‌پور، همان كسي بود كه وفا را در لبنان تهيه كرد، تهيه‌كننده‌اي كه كار كردن با او، بسيار راحت است و تمامي امكانات را به بهترين نحو ممكن فراهم مي‌كند يا سعيد سلطاني كه از او مجموعه‌هاي خوب «پس از باران» يا «سال‌هاي برف و بنفشه» را ديده بوديم…
تصور بيننده اين بود كه صحنه‌ها از هيجان به دور بود يا اين‌كه بازيگران مصنوعي بازي مي‌كردند.
پورسرخ: البته نظرات متفاوت است اما اگر زمان بود و سكانس‌ها توسط بازيگران تاجيكي بيشتر تمرين مي‌شد، كار بهتر از آب درمي‌آمد، كما اين‌كه ديديم سكانس‌هاي مربوط به تهران توسط هوشنگ توكلي، مريم كاوياني، حسن جوهرچي و عاطفه رضوي بسيار روان ايفا شد.

, مصاحبه با پوریا پورسرخ, پوریا پورسرخ, عکسهای پوریا پورسرخ, زندگی شخصی پوریا پورسرخ, بازیگر محبوب

پوريا پورسرخ، الگويي هم در بازيگري دارد.
پورسرخ: پرويز پرستويي، ديوانه‌وار بازي او را دوست دارم…
و مي‌تواند الگوي خوبي براي طرفدارانش باشد؟
پورسرخ: نمي‌دانم، تا نظر مردم چه باشد.
واژه‌هايي را نام مي‌برم كه بايد خيلي سريع درباره آنها نظرت را بدهي؟
پورسرخ: بفرماييد، آماده‌ام.
خودت: يك انسان عادي مثل تمامي انسان‌ها
علم : براي هر انساني لازم است
اميد: اگر از انسان اميدش گرفته شود، بدبخت‌ترين موجود روي زمين مي‌شود.
اخلاق: به نظر من كسي كه اخلاق ندارد، جزوي از اشياست.
ازدواج: براي ازدواج بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است (مي‌خندد)
اعتماد به نفس: روزي جايي خواندم كسي كه به خودش اطمينان دارد، به تعريف كسي احتياج ندارد.
انسان: انسانيت به صورت نيست به صفاست.
شانس و اقبال: كسي كه به اميد شانس زنده باشد، سال‌ها قبل مرده است.
پدر و مادر: يك مادر خوب به صد استاد و آموزگار برتري دارد و يك پدر، ميراثي گرانبهاتر از نام نيك نمي‌تواند براي فرزندان خود بر جاي بگذارد.
پول و ثروت: اختراع پول، قاتل خوشبختي بشر شد (و باز هم مي‌خندد)
موفقيت: يوناني‌ها مي‌گويند: انسان هرگز از موفقيت سير نمي‌شود.
تجربه: اگر به زدن عينك عادت نداريد، عينك تجربه بر چشمتان بزنيد و اگر به عينك زدن عادت داريد، روي آن باز هم عينك تجربه به چشم بزنيد.
غرور و تكبر: در زندگي يك فرد، ثروت حقيقي، مهرباني است و بينوايي حقيقي‌ همان خودخواهي است.
چاپلوسي: افرادي بيشتر موفق شده‌اند كه كمتر تعريف شنيده‌اند.
جواني: ستاره‌اي است كه تنها يك‌بار در آسمان عمر طلوع مي‌كند.
حسادت: حسادت در افراد، نشانه بارز بي‌لياقتي آنان است.
خوشبختي: آدم بدبخت همه لوازم خوشبخت بودن را در اختيار دارد به جز اراده خوشبختي.
خيانت: حيله و خيانت معمولا از اشخاص ناتوان سر مي‌زند.
شهرت: شهرت كاذب مثل اسفنج است، با آب غرور سير مي‌شود و با حرارت خشك مي‌شود.
عشق: گوهري است گرانبها، به شرطي كه با عفت همراه باشد.
مرگ: مرگ يك‌بار مي‌آيد، اما ترس فرا رسيدن آن در طول عمر، آدمي را زجر مي‌دهد.
اتومبيل: همان پاترول مشكي‌ام را خيلي دوست دارم.

, مصاحبه با پوریا پورسرخ, پوریا پورسرخ, عکسهای پوریا پورسرخ, زندگی شخصی پوریا پورسرخ, بازیگر محبوب

و در پايان؟
پورسرخ: آرزوي سربلندي براي تمامي ايرانيان در هر كجا كه هستند، دارم. قدر كشورمان را بدانيم و شكرگزار نعمت‌هاي خداوند باشيم.

منبع :  آناپیک

 

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “مصاحبه خودمانی با پوریا پورسرخ”