free web hit counter

مصاحبه با ماهور الوند

مجموعه: مصاحبه, مصاحبه بازیگران تعداد بازدید: 589
مصاحبه با ماهور الوند

ماهور الوند بازیگر نقش اول فیلم سینمایی دختر، فرزند کارگردان سیروس الوند عزیز است. به گزارش آناپیک ماهور با تلاش خود وارد سینما شده و هیچگونه استفاده ای از این نسبت نکرده است و پدرش برای انتخاب او هیچگونه نقشی نداشته است. او توانست در اولین فیلم خود دارای نقش اول و با یکی از بهترین کارگردان ها کار کند و این برای یک هنرپیشه ی سینما بهترین موقعیت است و او توانست با این تجربه در جشنواره سی و چهارم فجر حضور پیدا کند.

ماهور دانشجوی ترم ششم تئاتر هنر های زیبا در دانشگاه تهران است.و دختر اولین کار حرفه ای او است.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

معنی اسم تان را می دانید؟
ـ دو تا معنی دارد هم نام یکی از دستگاه های موسیقی است مانند شور و همایون و … و هم به معنی دشت هم هست مانند اینکه می گویند تپه ماهور.

قبل از اینکه شما وارد سینما بشوید ظاهرا یک پشتوانه تئاتری هم داشته اید کمی در این باره توضیح می دهید.
ـ رشته من در دانشگاه تئاتر است و در رشته بازیگری و کارگردانی تحصیل می کنم و کارهایی که در زمینه تئاتر کردم بیشتر آنها در حوزه کارهای دانشجویی بوده و برای جشنواره تئاتر دانشجویی بود. دو سال در این جشنواره شرکت کردم و دو کار داشتم که هر دو آنها خوشبختانه به عنوان کار برگزیده انتخاب شدند که یکی از این کارها را در سالن سمندریان اجرا کردیم و دیگری را در تماشاخانه آب. این دو کار مشخص ترین کارهای تئاتری بوده که من انجام دادم.
در زمینه فیلم هم من دو تا فیلم کوتاه قبل از فیلم دختر بازی کرده بودم که هر دو آنها هم دانشجویی بوده است. یکی از آنها فیلمی بود که قرار بود در تئاتری استفاده بشود و دیگری هم برای بچه های دانشگاه هنر یا سوره بود که الان مطئن نیستم.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

معمولا بازیگری کار اولش را می کند عموما مد نیست که مدام با او گفت و گو کنیم مگر یک پدیده ای باشد مثل ترانه علیدوستی که در بازی اولش سیمرغ گرفت. ولی یک تفاوتی در بازی شما و هم در بررسی که در این زمینه انجام دادیم وجود داشت و آن هم این است که شما جوگیر بازی ای که در این فیلم کردید نیستید. یعنی آن هیجان کاذبی که یک بازیگر جوان وقتی اولین کار خودش را می کند مخصوصا اگر در فیلم کارگردان شناخته شده ای باشد ما آن را در شما نمی‌بینیم. این طمأنینه خاصی که انگار فیلم چندمتان را بازی کرده اید این موضوع از چه چیزی نشات گرفته است؟
ـ فکر می کنم به خاطر شخصیت خودم باشد یعنی من خودم اصولا در همه مسائل اینگونه هستم اینطوری نیست که سر فیلم بخواهم کنترلش کنم یا بخواهم رفتار متفاوتی نشان بدهم. فکر می کنم چون من خودم این مدلی هستم این اتفاق می افتد. وخب مسلما من هم هیجان زده ام و خیلی خوشحال هستم ولی به نظرم پسندیده است که بتوانم آن را کنترل کنم و دوست ندارم این طور به نظر برسد که حالا به قول شما من جو گیر هستم و وای حالا چه اتفاقی افتاده یعنی این نحوه ای است که خود من با قضایا برخورد می کنم. حالا این چون علنی تر شده است شما در جریان قرار می گیرید شاید مسائل دیگری بود و من در هر زمینه دیگری کار می کردم این اتفاق می افتاد باز من همین ری اکشن را نشان می دادم.
قبل از گفت و گو و از ابتدایی که میخواستیم با شما مصاحبه کنیم قرار نبوده است که سایه نام پدر شما بر روی کار بازیگری شما بیافتد. آیا این خواست شما بوده؟ یا خواست پدرتان بوده است؟ و در نهایت دلیل آن چیست؟
ـ در واقع خواست هر دوی ماست و این طور نیست که مثلا من نخواهم و پدرم بخواهد و یا بر عکس. هر دوی ما دوست داریم که اگر قرار است اتفاقی برای من در این سینما بیفتد از طرف خودم باشد و من بتوانم خودم به جایی برسم. دلیل آن هم همین است که من واقعا دوست دارم مستقل از پدرم بتوانم کار کنم و واقعا این تصور نباشد که پدر من چون کارگردان است من وارد سینما شده ام دوست دارم که کار خودم به صورت مستقل قضاوت بشود.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

دلیلش چیست؟ خیلی افرادی هستند که بواسطه پدرشان، برادرشان و… وارد سینما می شوند کسی هم به آنها نمی گوید که چرا اقوام شما در سینما هستند بلکه کمکشان هم می کنند.
ـ دلیلش این است که من خودم به این رشته علاقه دارم و به هر حال اگر هر چیزی باشد که خوب یا بد باشد این تصور ایجاد می شود که من توانایی آن را ندارم من نوعی یا هر کس دیگری خودش توانایی آن را ندارد و با پارتی بازی و اینکه پدر و یا مادرش یک موقعیتی داشته وارد این کار شده است و همه تحویلش گرفتند و پشتش ایستادند و موفق شده است. دوست دارم این اتفاق نیفتد. دوست دارم اگر موفقیتی باشد بدون پشتوانه و بدون پارتی بازی و بدون اینکه کسی بخواهد از روی روابط هوای من را داشته باشد من خودم بتوانم آن را کسب کنم. این خیلی ارزش بزرگتری برای من هست و حس خیلی بهتری برای خود من دارد که من خودم بتوانم یک کاری بکنم و این بدون سفارش کسی باشد.
از این بابت این سوال را مطرح می کنم که این مدل برخورد کردن با این موضوع برای ما کمی تازگی دارد چون عموما اینگونه نیست. این را نمی خواهم بگویم که این موضوع اشکال دارد یا نه ولی عموما در سینما از روابطی که افراد دارند استفاده می کنند و کسی هم آن را پنهان نمی کند و این گفته شما برای من خیلی جالب بود که هم خود شما و هم پدر شما نظرشان بر این بوده است و از این حیث جالب بود. قطعا برای اولین فیلم شما هم این موضوع اتفاق نیفتاده است و قطعا پدر شما هیچ ورودی به این موضوع نداشته است که شما می خواستید بازیگر فیلم دختر شوید؟ چگونه متوجه شدید و تست دادید و به آقای میرکریمی معرفی شدید؟
ـ من راستش را بخواهید خودم اصولا زیاد پیگیری نمی کنم اینکه کجا دارند تست می گیرند و کدام کارگردان دارد تست می گیرد خیلی وقت ها از طریق دوستانم مطلع می شوم. سر کار آقای میرکریمی هم خودم مطلع نشده بودم که ایشان دارند تست می گیرند پدرم گفتند که آقای میر کریمی دارند تست می گیرند و ایشان بازیگر دختری می خواهند که هم سن سال تو باشد و نقش اصلی فیلم را بازی کند و یکسری از دخترهای دیگر هم هستند که تو هم برو آنجا تست بده.
من هم با دستیار آقای میرکریمی هماهنگ کردم و رفتم دفتر ایشان آنجا تست دادم. دو بار برای تست های مختلف رفتم تا اینکه من را برای بازی در فیلم انتخاب کردند. و فقط پدرم به من اطلاع دادند که همچین برنامه ای است و کارگردانی هست که یک چنین دختری را می خواهند.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

قبل از فیلم دختر چند بار تست داده بودید؟
ـ تست نداده بودم.

اصلا تست نداده بودید؟ *اصلا در فاز این نبودید که بخواهید فیلم بازی کنید؟
ـ چرا من خیلی به این فکر می کردم که فیلم بازی بکنم و خیلی علاقه هم داشتم. ولی حقیقتا خودم فکر می کردم که شاید الان زود باشد. فکر می‌کردم که من درسم را تمام می کنم چون در تئاتر دو کار جدی بیشتر نداشتم باید در تئاتر بیشتر کار کنم و فکر می کردم اول باید درجشنواره تئاتر فجر بیشتر کار داشته باشم و وقتی فارغ التحصیل شدم در پروژه های سینمایی شرکت کنم. به همین دلیل تست های بازیگری را زیاد دنبال نمی کردم. آن موقع هم زیاد تست نمی گرفتند. یعنی در همان موقع کار آقای میر کریمی خیلی این اتفاق افتاد که کارگردان های مختلف تست می گرفتند. قبل آن زیاد به گوش من نمی رسید که کسی دارد تست می گیرد.

آقای میرکریمی می دانست که شما دختر آقای الوند هستید؟
ـ بله من وقتی که رفتم ایشان می دانستند ولی همان موقع هم به من گفتند که برای نقش اصلی دختری را می خواهند که بومی مناطق جنوب کشور باشد وچون لهجه را می خواستند که از خودشان باشد نه اینکه اینجا تمرین کنند و به من همان موقع هم گفتند که برای نقش اصلی که نه ولی حالا برای نقشهای دیگرکه دختر هستند برای آنها اگر بشود همکاری می کنیم. دفعه دوم که رفتم تست دادم خود آقای میرکریمی بودند و دستیارشان آقای بهمنی یکسری فیلم برداری کردند و برخی پارت ها را با هم تمرین کردیم. آنجا تازه آقای بهمنی به من گفت که بر اساس آن تست قبلی آقای میرکریمی برای نقش اصلی هم به من فکر کردند و گفت هنوز مشخص نیست چون معیارهای دیگری هم هست و افراد دیگری بوده اند که تست داده اند و خبر می دهند.

یعنی اصلا در برنامه ریزی خودتان هم نبود که بخواهید به صورت جدی وارد عرصه بازیگری سینما بشوید؟
ـ در برنامه من بود و به آن هم فکر می کردم اما برنامه جدی من نبود و چیزی نبود که بخواهم برای آن تلاش کنم. یک هدف دورتری را نسبت به باقی چیزها مد نظر داشتم.
در برنامه ریزی‌تان آن را بعدا می دید اما یکدفعه پیش آمد؟
ـ بله بعدا آن را می‌دیدم.
از ابتدای شروع بازیگری حرفه ای خیلی از بازیگرها مسیرهایی را انتخاب می کنند ممکن است که فیلم اول آنها فیلم خوبی شده است فیلم قابل قبولی است دیده هم شده است ولی برای فیلمهای بعدی خیلی احتیاط می کنند ممکن است تا دو سال یک فیلم هم کار نکنند . بعضی ها هم شروع می کنند حالا می بینید سال بعد مثلا پنج فیلم در جشنواره دارند حالا چه نقش کوتاه و چه نقش بلند و یکسری دیگر هم که سریع عکسشان را روی مجلات خانواده و زرد مثلا با بابام عکس بگیرم و … تا حالا به این مسائل فکر کرده اید که قرار است در آینده کجا باشید و کدام روش را انتخاب کنید؟
ـ قطعا به آنها فکر کرده ام ولی هنوز چون به صورت علنی با آنها مواجه نشده ام تصمیم نگرفته ام که چگونه با آنها مواجه بشوم ولی می دانم که نمی خواهم که با ولع سراغ هر کاری که باشد بروم دوست دارم یک کارهای مهمتر و با فکر بیشتر را انتخاب کنم که چه کار می خواهم بکنم حالا نه صرفا کارهای سینمایی یعنی هر کاری که بخواهم بکنم در راستای بازیگری هم که باشد ترجیح من این است که با مکث و تامل بیشتری آن را انجام بدهم حالا چه مصاحبه ای با رسانه ای باشد و چه کار فیلم باشد یا تئاتر باشد ترجیحم این است که واقعا با احتیاط کار کنم.
در مورد تئاتر چگونه است چون شما کار سینمایی انجام داده اید احتمالا پیشنهادهای سینمایی به شما بیشتر می شود و با توجه به اینکه تئاتر هم رشته شماست و هم کار کردید فکر می کنید با یک عمدی بر میگردید به تئاتر و تئاتر کار کنید و ممکن است که یکی دو تا پروژه سینمایی را هم به خاطر تئاتر کنار بگذارید یا نه اگر وقت کنید ممکن است برای تئاتر وقت بگذارید؟
ـ نه من قطعا کار تئاتر را ادامه می دهم چون خیلی به آن علاقه دارم خیلی زیاد و کار تئاتر را می خواهم ادامه بدهم و اگر بدانم کار تئاتری است که می توانم در آن موفق شوم ممکن است که حتی یک پروژه سینمایی را به خاطر آن کنار بگذارم. چیزی نیست که شاید اتفاق بیفتد حتما اتفاق می افتد. دوست دارم و ایده آل من این است که تئاتر و سینما را با هم ادامه بدهم.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

یادم هست که فیلمبرداری فیلم دختر هنوز تمام نشده بود من به پدر شما زنگ زدم و یک نکته خیلی جالبی که بود زیاد از کار شما خبر نداشت که شما دقیقا آنجا چه کار می کنید و چه اتفاقی دارد می افتد و ایشان گفتند من زیاد خبر ندارم. چرا اینگونه بود؟ یعنی زیاد در جریان فیلمبرداری نبودند؟ چون طبیعی است که شما حداقل مشورت کنید با پدر.
ـ دوست داشتم واقعا کاری را که بخواهم انجام بدهم تا انتهای آن خودم آن را انجام بدهم. و این موضوع یک مسئله درونی بود چون پدرم کارگردان بود این موضوع را نمی توانستم از خودم جدا کنم به هر حال کسی نمی توانست متوجه بشود که من از پدرم کمک می گیرم. خودم دوست داشتم به خودم و پدرم ثابت کنم می توانم از عهده یک موضوع به تنهایی بر بیایم. قطعا خاطرات و اتفاقات را تعریف می‌کردم و اینکه کار تا چه مرحله ای پیش رفته است اینها را قطعا صحبت می کردیم ولی دوست نداشتم که پدرم در جریان جزییات باشد که دقیقا این صحنه و این پلان دقیقا چگونه شده است. دوست داشتم زمانی که کار آماده می شود پدرم در انتها مانند یک بیننده و خیلی های دیگری که فیلم را می بینند در نهایت قضاوت کند که توانسته ام از پس آن به تنهایی بر بیایم یا نه.
پدرتان فیلم را دید؟
ـ بله دیدند. هم فیلم را دوست داشتند و هم بازی من را تایید کرد. حالا یکسری از نقاط منفی و ضعفی که وجود داشت را صحبت کردیم ولی در نهایت خدا را شکر خیلی راضی بودند!
به عمد این نکته را مطرح کردم که آقای الوند در جریان نبود تا منتشر شود و به نحوی بحث سوال اول من اثبات شود که این مورد نمایشی نیست.
ـ در دانشگاه هم آزمون ورودی برای رشته تئاتر داریم و یکسری داورهایی که انجا هستند چون آزمون ورودی برای رشته های ما دو مرحله ای است خیلی مهمتر از آزمون کتبی خود کنکور است. آنجا هم خیلی از داورها به صورت اتفاقی بعضی از دوستان پدرم بودند مثلا این فکر خیلی می گذشت که پدرم زنگ بزند که ماهور پیش شما برای مصاحبه و ازمون می آید و من حاضر بودم که حتی این رشته را قبول نشوم و چیزدیگری بخوانم ولی این اتفاق نیفتد. ولی اگر من واقعا قبول نمی‌شدم و از این طریق می رفتم جای فرد دیگری را می گرفتم که خیلی احساس بدی برای من بود که به خاطر رفاقت و دوستی توانایی و لیاقتش را ندارم به جایی برسم که خیلی ها آرزوی رفتن به آن را دارند. این قضیه فیلم و بازیگری هم برای من اینگونه است. اگر من بازیگر خوبی نیستم و توانایی آن را ندارم بهتر است که از این راه خارج شوم و آن را ادامه ندهم و جا برای کسانی باز باشد که توانایی و لیاقت آن را داشته باشد.
خیلی دوست دارم که راجع به این موضوع خیلی صحبت کنم چون الان معضل اصلی بازیگری کشورمان همین است که شما گفتید. یک عده هستند که حاضرند به هر حربه‌ای متوسل بشوند از پارتی و رابطه و هر چیزی استفاده بکنند که بازیگر بشوند و برایشان مهم نیست که استعداد آن را دارند یا ندارند و شما کسی که در خانواده ای هستید که مستقیما در سینما زندگی می کنید این ملاحظات را دارید، اگر کسانی که دنبال بازیگری هستند و عشق بازیگری را دارند چه ملاکهایی باید داشته باشند باید چه کار بکنند؟
ـ من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که من اینطوری فکر می‌کنم یا کسانی که یک نوع دیگر فکر می کنند این هست که در هر حال بازیگری یک کار جذابی است این مورد را نمی شود انکار کرد. حالا اینکه هم بازیگری بکنی و هم دیده بشی و مشهور بشی در مجموع چیز جذابی است.
اما آن چیزی که من به آن فکر می کنم این است که من خود بازیگری را دوست دارم. خود تجربه کردن نقشهای متفاوت و زندگی کردن در نقش آدم های مختلف را دوست دارم. دلیل اینکه از اول وارد بازیگری شدم هم همین است. من یادم هست که ما زمانی که تمرین تئاتر می کردیم زمانیکه در دبیرستان بودم تمرینهای خیلی سنگین وخسته کننده ای می کردیم مثلا سه یا چهار ساعت پشت سر هم تمرین می کردیم زمانی می‌شد که به قدری خسته می‌شدم که نمی‌توانستم سوار آژانس بشم و به خانه برگردم ولی باز تمرین که تمام می‌شد باز هفته بعد که می‌خواستیم سر تمرین برگردیم باز هیجان آن را داشتم.
من چون خود بازیگری را دوست دارم برای همین می دانم چیزی است که می توانم برای آن تلاش کنم برای همین تا جایی که توانم هست جانم را برای آن می گذارم. برای همین دوست دارم که کار خودم و تلاشم دیده شود و بتوانم علاقه خودم را ثابت کنم نه اینکه یک عنصر بیرونی برای من تلاش کند که من دیده بشوم و مردم من را بشناسند. اصلا دلیل اینکه تئاتر را انتخاب کردم همین است که آدم در تئاتر بیشتر کار می کند یعنی آن حال زنده ای که آدم روی صحنه دارد خیلی بیشتر از آن چیزی است که من دنبالش هستم تا آن چیزی که در فیلم دیده می شود.
در تئاتر آن حالت مشهور بودن و معروف بودن نسبت به آن چیزی که در سینما است اصلا مطرح نیست برای همین است که من تئاتر را بیشتر دوست دارم چون بدون اینکه کسی تو را بشناسد تو داری کاری را که دوست داری دنبال می‌کنی. دلیلی که من دوست ندارم آن مورد اتفاق بیفتد همین است. من دوست ندارم کسی کمکم کند چون می‌خواهم چیزی را که دوست دارم خودم دنبال بکنم و اگر به جایی برسم دوست دارم همه بدانند که با تلاشهای خودم بوده است.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

شاید کسانی که دوست دارند به هر جایی برسند و متوسل شوند به هر چیزی تا بازی کنند، به عمق بازیگری اصلا فکر نمی کنند و اصلا به آن علاقه ندارند و سطحی تر به آن فکر می کنند که با بازیگران معروف همبازی شوند و با آنها آشنا بشوند و مردم آنها را بشناسند و دوست دارند به هر طریقی که ممکن است این تجربه را داشته باشند و چیزی است که من خیلی به آن کمتر فکر میکنم.
شما معتقدید که واقعا باید هدف از بازیگر شدن، بازیگر شدن باشد بازی کردن و تجربه کردن آن فن و آن تخصص نه آن شهرت و پول و چیز دیگر. از حرفهای شما نتیجه می گیریم که کسانی که به هر قیمتی حاضرند وارد این عرصه بشوند حتی اگر واقعا استعداد نداشته باشند دنبال بازیگر شدن و دنبال هنر نیستند و دنبال یک چیزهای دیگری هستند که حالا ممکن است پول یا شهرت یا چیزهای دیگر باشد.
ـ حالا ممکن است که یک شخصی باشد که استعداد داشته باشد و توانایی اش را هم داشته باشد و شهرت هم داشته باشد چون به نظر من علاقه به شهرت چیزی نیست که در آدمها بشود از ریشه آن را حذف کرد کم یا زیاد دارد ولی به هر حال یک چیزی است که به آن علاقه دارند و به آن فکر می کنند حالا به صورت معدود بعضی ها ممکن است یک گارد نسبت به این قضیه داشته باشند ممکن است یک کسی نسبت به آن هم علاقه و هم توانایی داشته باشد و همزمان به شهرت هم علاقه داشته باشد خوب بعضا چنین آدمهایی موفق هم می شوند چون در وجودشان آن استعداد و توانایی را دارند و انرژی و انگیزه این کار را دارند.به هر حال کار ساده ای نیست.
چون واقعا کار سختی است و کسی که انرژی و انگیزه آن را داشته باشد که از جان و دل برای موفق شدن مایه بگذارد حالا اگر علاقه به شهرت هم داشته باشد مشکلی نیست و موفق هم می شود. حرف من این است که نباید صرفا این علاقه باشد باید توانایی و انرژی هم باشد.

به دور از اینکه شما دوست نداشتید که نقش پدرتان در این قضیه زیاد باشد این سوال من را جواب بدهید هیچ وقت شده فکر کرده باشید یا دوست داشته باشید یا اصلا از طرف ایشان این پیشنهاد به شما شده باشد که در فیلمهای خودش بازی کنید؟
ـ صحبت این مورد بوده و خیلی وقتها که نه ولی این قضیه بوده که پدر کاری را بکنند که من در آن بازی کنم البته پدرم خیلی به آن فکر نمی کرده است ولی نظرش این بوده که من بازیگری را شروع کنم و جا بیفتم و اگر توانستم خودم را ثابت کنم و بیشتر یاد گرفتم بعد درکار خودش بازی کنم. من خودم هم خیلی به آن فکر می کنم و دوست دارم با پدرم کار بکنم ولی حالا وقت آن نیست. من باید بیشتر کار کنم بیشتر یاد بگیرم و تجربه کنم و آن موقع اگر در کار پدرم باشم واقعا برای من یک افتخار بزرگ است. ولی الان تصور این ایجاد می شود که چون پدرش کارگردان است دختر خودش را در فیلم گذاشته است. دوست دارم واقعا این اتفاق نیفتد. دوست دارم وقتی که در سینما باشم خودم را در جاهای دیگر اثبات کنم و زمانی که همه من را پذیرفتند آن موقع با پدرم کار کنم.
بر می‌گردیم به فیلم دختر شما زمانی‌که قرار بود با آقای میرکریمی کار کنید بالاخره ایشان کارگردانی هستند که سطح شان در سینما مشخص است و یک نقشی هم هست که واقعا نقش ساده ای نیست برای کسی که نقش اولش است و بخواهد در نقش اول با یک لهجه ای صحبت بکند فضای جنوب و بعد در تهران.. چگونه این قضیه را هضم کردید؟ آن طمانینه ای که گفتم در رفتار شما بعد از بازی کردن در فیلم در شما هست. در فیلم هم که نگاه بکنیم انگار فیلم چندم شماست. این فضا چگونه ایجاد شده است که پخته عمل کردید؟
ـ اول کار مسلما خیلی استرس و ترس داشتم.. به مادرم هم گفته بودم که کار اول آن هم در شهرستان و بازی با لهجه بومی هرکدام سختی های خودش را دارد و من هر سه را با هم تجربه می کرد.به همین خاطر خیلی نگران بودم. اما چون باور داشتم که آقای میرکریمی بخاطر توانایی هایم از میان آن همه بازیگر من را انتخاب کرده و در نتیجه حتما می توانم از پس کار بر بیایم. وقتی کسی در سطح آقای میرکریمی این اعتماد را به من کرده پس حتما تشخیصش درست است و من می توانم از پس کار برآیم. این اعتماد آقای میرکریمی خیلی به من دلگرمی داد و باعث شد باخودم فکر کنم حق نداری بترسی یا خسته شوی.. و این حال خوبی به من می داد و حضور ایشان کنار من خیلی چیزها را برایم حل کرد.
چه خوب هم بنظرم از پس کار برآمدید و چون من خودم جنوبی هستم درستی لهجه تان را هم در فیلم تایید می کنم
ـ واقعا خوشحالم که این را می شنوم
جشنواره فجر را چطور ارزیابی می کردید؟ فیلم خوب است و کارگردان آن بزرگ است و در جشنواره هم شرکت کردید . قبل از اینکه جشنواره شروع شود استقبال مردم را چطور ارزیابی می کردید؟
ـ راجع به خودم اصلا فکر نمی کردم. خودم را کاملا از فیلم بیرون کشیده بودم و بسته بندی و یک جا گذاشته بودم. کلا راجع به فیلم تصورم این بود که اتفاقات بهتری بیفتد. فکر می کردم در زمینه های مختلف بیشتر موفق شود و جایزه های بیشتری داشته باشد. از همان اول فکر می کردم که از این فیلم استقبال کنند.
*دلیل اینکه خودتان را کنار گذاشته بودید چه بود؟
ـ دوست داشتم به آن فکر نکنم زیرا این فیلم آقای میرکریمی را بازی نکرده بودم برای اینکه کاندیدا شوم و جایزه بگیرم. واقعا این فیلم را بازی کرده بودم که بازی کنم و با آقای میرکریمی همکاری کنم که این اتفاق افتاده و تمام شده بود. هدفم این بود. اگر اتفاقات دیگر می افتاد من را خوشحال می کرد و اگر اتفاق نمی افتاد دربرنامه ریزی من نبود که ناراحت شوم.اگر کاندیدا می شدم خوشحال می شدم ولی واقعا هدفم چیز دیگری بود. همین دو هدف که گفتم برای من جایزه بود.

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

*بعد از جشنواره پیشنهاد داشتید؟
ـ نه پیشنهادی نداشتم.
*به تئاتر بر می گردید؟
ـ بله. دیروز اجرای کوچکی در دانشگاه داشتیم. من بخاطر این فیلم ترم پیش را دانشگاه نرفته بودم بعد از سه ماه رفتم. دیروز اولین اجرایی بود که بعد از مدت ها با دوستانم داشتم. واقعا دلم برای آن فضا تنگ شده بود. اینکه لباس تمرین بپوشیم و تمرین کنیم واقعا برای این فضا دلم تنگ شده بود. اگر موقعیتی باشد که تئاتر کار کنم بدون تامل قبول می کنم.
*در همه زمینه ها فکر شده عمل کردید،الان نقشی را بازی کردید ممکن است چند پیشنهاد مشابه داشته باشید. خیلی از بازیگران می گویند که یک نقش مشابه را چند بار اجرا نکنیم. الان شما تازه وارد این فضا شدید و ممکن است پنج پیشنهاد داده شود که مشابه باشد. چطوری انتخاب می کنید؟
ـ علاقه ام واقعا این است که یک نقشی را بازی کنم که متفاوت باشد. یکی از تئاترهایی که اجرا کرده بودیم یکی از نقش ها تا حدودی به این کاراکتر شبیه بود به همین دلیل دوست دارم فضای کاملا متفاوتی را تجربه کنم. ولی اگر پیشنهادی داشته باشم که از یک کارگردانی باشد که دوست داشته باشم با او همکاری کنم قطعا قبول می کنم زیرا درست است که نقش مانند نقش قبلی است ولی تجربه زیادی در حوزه سینما ندارم که بگویم این نقش را بازی می کنم و نقش دیگر را بازی نمی کنم. احساس می کنم اگر با هرکسی کار کنم خیلی چیزهاست که باید تجربه کنم. فقط نقش نیست بلکه باید تجربه کسب کنم.
*چه ملاک هایی اگر داشته باشد قبول نمی کنید؟
ـ من هدفم این است که تجربه کنم. اگر کاری باشد که این فضا را به من بدهد قبول می کنم. به این فکر نکردم که چرا نباید یک نقش را قبول نکنم. الان احساس می کنم در جایگاهی هستم که هر چیزی به من کمک می کند. ولی اگر فضایی باشد که ببینم جایی برای پیشرفت من ندارد قبول نمی کنم. مقایسه می کنم اگر دو تا کار باشد کاری را انتخاب می کنم که به من فضای بیشتری برای تجربه می دهد. اگر هیچ کاری نباشد و فقط یک کار باشد آن را قبول می کنم زیرا از کار نکردن بهتر است.
*شما با آقای میر کریمی شروع کردید به این توجه دارید؟
ـ من یک بخش هایی را برای خودم حذف کردم مثلا می دانم که الان تلویزیون کار نمی کنم و جزو گزینه های من نیست. اگر یک کارگردانی باشد که علاقه داشته باشم با او کار کنم ولی تله فیلم باشد قبول نمی کنم. ترجیح می دهم تمرکزم روی سینما باشد. یک محدوده ای را در نظر گرفته ام.
*کمی درباره فضاهای مدنظرتان صحبت کنید. خیلی از بازیگران خوب شروع می کنند ولی بعد مسیری را می روند که نابود می شوند. تعداد کمی مانند فرهاد اصلانی که خیلی از جای بالا شروع نکرده ولی به نظر من انقدر خوب مراقبت کرده و خوب انتخاب کرده که الان به عنوان یک بازیگر قدر مطرح است. هر جا پروژه تاریخی باشد فرهاد اصلانی دعوت می شود. از الان شما شروع کردید و خیلی خوب شروع کردید و به دنبال شهرت هم نیستید. به این مراقبت ها به طور جدی فکر کردید؟
ـ من خیلی مشخص به آن فکر نکردم.درست است که با آقای میرکریمی کار کردم ولی دلیلی براین نیست که پیشنهادهایی که دارم هم سطح ایشان باشد. اگر الان به این فکر کنم که من با آقای میرکریمی کار کردم پس با یک کارگردان فیلم اولی کار نمی کنم اشتباه است. کار من را خراب می کند. باعث نابودی‌ام می شود. باید خودم را در کارهای کوچک تر هم نشان دهم و کم کم پیش روم.این همکاری افتخار بزرگی برای من بود ولی این اتفاق نباید جلوی من را بگیرد. الان پیشنهادی به من داده نشده است که به طور دقیق درباره آن فکر یا صحبت کنم. چیزی که به آن فکر کردم این است که فعلا نمی خواهم در تلویزیون کار کنم زیرا احساس می کنم تئاتر را شروع کردم و آن را تمام نکرده و به سینما رفتم. سینما هم اول راه هستم. به نظر من سریال یک پروسه سنگین است و یک دنیای بزرگی است که باید فعلا آن را کنار بگذارم و به این دو راهی که شروع کردم بپردازم و بعد به دنبال تجربه های جدیدتر بروم. اگر فضایی باشد که من بتوانم در آن فضا پیشرفت کنم آن را قبول می کنم.
*چقدر موثر است که یک بازیگر از طریق علمی وارد حوزه سینما شود؟
ـ به نظر من خیلی موفقیت آمیز است. من واقعا تجربه دیگری نداشتم. همین که من با تئاتر شروع کردم و یک پیش زمینه داشتم و بعد وارد این کار شدم باعث اعتماد به نفس من شد. حس اینکه من اصولی شروع کردم یک اتفاق درستی است. احساس می کنم تجربه با کارکردن به دست می آید ولی اینکه آدم یک کار را از طریق کانال اصلی پیش رود خیلی مهم و خوب است. در هر حرفه ای اگر این اتفاق بیفتد نتیجه بهتری خواهد داشت.

*دو طیف داریم که طیف اول خودشان را در این حرفه اثبات کردند و طیف دیگر که رفته اند، به نظر شما تفاوت بین آموزشگاهها و دانشگاهها چیست؟
ـ من تجربه آموزشگاه را نداشتم. حس می کنم بعضی جاها واقعا در حد فضای دانشگاه کمک می کند. در دانشگاه جدای از اساتید یک فضایی که کمک می کند فضایی است که دانشجویان با هم کار و فعالیت می کنند. گروه ها تشکیل می شوند و رقابت می کنند. در آموزشگاه این اتفاق نمی افتد.در دانشگاه با امکاناتی که در اختیار دانشجویان قرار داشته می شود و کارهایی که باید انجام دهیم فضای اصلی است.
*روشی که امروزه غالب شده بحث آموزشگاههای بازیگری است، تجربه ای در کلاس‌های بازیگری این آموزشگاه‌ها داشتید؟
ـ خیر

سیروس الوند، فیلم دختر از جشنواره فیلم مسکو

*چقدر به نوشتن فکر می کنید؟
ـ زیاد فکر نمی کنم. اصلا علاقه ندارم. خیلی وقت ها به ایده هایی فکر می کنم ولی به ایده اجرایی توجه دارم. به نقد و نوشتن فکر نمی کنم. کارگردانی را بیشتر از نوشتن دوست دارم. حتی یادداشت روزانه هم نمی نویسم. گاهی تا خودکار را در دست می گیرم موضوع کلا از ذهنم می رود. فقط به بازیگری فکر می کنم.
چرا در سینما ارتباط ها مانند تئاتر نیست و کمرنگ می شود؟
ـ دلیل آن همکاری است. تئاتر کاری دلی است و همه با هم مشارکت می کنند. بازیگر و کارگردان و… دارد ولی همه گروه با هم به یک جایی می رسند در نتیجه روابط خیلی عمیق تر است ولی در سینما این طور نیست. برای یک کار تئاتر خیلی زحمت کشیده می شود. در فیلم وقتی تایم فیلم برداری تمام می شود همه چیز هم تمام می شود ولی در تئاتر این طور نیست. در تئاتر همه نزدیک به هم هستند. این اتفاق سبب می شود تئاتری ها با هم بیشتر کار کنند.
*ایده آل شما در سینما چیست؟
ـ احساس می کنم زمانی که به یک هدف می رسیم هدف دیگری شکل می گیرد. من از تئاتر آمدم وآنجا بازیگر و کارگردان هیچ فرقی با هم ندارند زیرا همیشه با هم تعامل دارند و با هم یک کار را به سرانجام می رسانند.

*کمی راجع به فیلم «این سیب هم برای تو» صحبت کنید.
ـ راجع به این فیلم من خیلی به صورت شخصی فیلم نامه را دوست ندارم. ما جوانان دوست داریم فضاهای متفاوت تری را تجربه کنیم. اتفاق هایی که کمتر دیده شده است. این فیلم نامه فرم فیلم نامه نویسی کلاسیک است. من با اینکه هر چیزی سر جای خودش باشد و براساس اصول و قاعده خاصی پیش رود را دوست ندارم. دوست دارم شیطنتی اتفاق بیفتد. پدرم فرم فیلم نامه نویسی کلاسیک را دوست دارد.
*تحلیل شما از فعالیت سیروس الوند چیست؟
ـ الان نمی توانم چیزی بگویم چون کار سختی است. زیرا پدرم است و این دید همیشه است و نمی توانم کار او را تحلیل کنم در نتیجه نمی توانم به این سوال پاسخ دهم. در واقع در جایگاهی قرار ندارم که کار یک کارگردان را تحلیل کنم. سوال خیلی سختی است.

پیشنهاد ما:

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “مصاحبه با ماهور الوند”